مرتضى مطهري

130

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اولًا : اين دليل تجربى نيست آنگاه تجربى است كه ما اشباه و امثال آن را به طور مكرر تجربه كرده باشيم تا رابطهء معلول را با نوع علت بشناسيم ، آنچنان كه در تجربهء پزشك چنين است كه مكرر بيمارى خاصى را در اثر علت خاص مىبيند ، بعد در مرتبهء صدم مثلًا هرگاه بيمارى را مشاهده كند حكم مىكند به وجود آن علت ( 1 ) . ما اشباه جهان را تجربه نكرده‌ايم كه قبلًا معلول را و علت و رابطهء آنها را كشف كرده باشيم تا اكنون از وجود مثل اين جهان ، مانند آن علت را ( خداوند ) حدس بزنيم . ثانياً : اگر گفته شود ما اين تجربه را در مورد انسان كرده‌ايم ، شباهت كامل آثار طبيعت با آثار مصنوعى انسان دليل شباهت علت طبيعت با علت آثار انسان ( جنبهء عقل و تدبير ) است ، جواب اين است كه شباهت كامل نيست . آثار طبيعت بيش از آنكه به آثار عقل و تدبير انسان ( مانند يك خانه و يك كشتى كه يك عمل صد درصد زادهء عقل است ) شبيه باشد ، به نظام زيستى فعالانهء نباتات و حيوانات كه نظام زايش و رويش تدريجى است شبيه است ( 2 ) . ( بعلاوه همچنان كه ما در درس منظومه در حدود سالهاى 34 - 35 گفته‌ايم ، خود اينكه انسان در بيابان آثار انسان را از آثار طبيعت تفكيك مىكند دليل عدم شباهت است ، يعنى در آثار انسان نوعى عمد و مصنوعيت مىبيند كه در آثار طبيعت نمىبيند ) . ثالثاً : ما مىخواهيم از راه كمال طبيعت كمال صانع را اثبات كنيم ، بلكه از راه كاملترين عوالم ممكن ( نظام احسن ) مىخواهيم كمال مطلق صانع را اثبات كنيم . ما چه دليلى داريم و تجربه نكرده‌ايم جميع عوالم ممكنه را تا بفهميم كه عالم موجود كاملترين عوالم ممكنه است . فرضاً كاملترين عوالم باشد ، براى انسان قابل تشخيص نيست آنچنان كه تشخيص بهترين اشعار و عاليترين اثر نقاشى براى يك دهاتى كه

--> ( 1 ) از نظر هيوم ، عليت چيزى جز تداعى معانى نيست . ( 2 ) خيلى عجيب است در حقيقت گفته به خودش شبيه است ، زيرا بحث دربارهء همين نظام زايش و رويش است .